مثلا ما الان تو فرجه ایم!چه فرجه ای چه کشکی!شنبه که باید بریم دانشگاه بقیه عملیات نقشه برداریمونو انجام بدیم!۳-۴روز هم باید برم کلاس اتوکد که این پروژهه رو تحویل بدم!بعد نشستم حساب کردم من هر جوری مثل آدم هم بشینم درس بخونم کلا ۲-۳تا درس و باید بیخیال شم!!!بعدشم الان چون جوگیر شدم نشستم یکم حساب کتاب کردم و گرنه من خودم که میدونم اهل برنامه ریزی و این صبتا نیستم
(کلا من با این قرتی بازیا مخالفم)
بعد اینکه تو ۱۰روز ۸تا امتحان داریم.دوتاشم افتاده یه روز!(از ۱۹ام تا۲۹ام)
بعد عرض کنم تعطیلات بین ترمین هم نداریم!!باید بریم پروژه پایانی و از این صبتا واسه نقشه برداری(حالا به موقش اطلاعات کامل و جزییاته کارو مینویسم)
بعد اینکه یه پروژه دیگه هم داریم من هنوز نمیدونم چی بی چیه!
بعدترش اینکه استاتیک در حد خفن نمرم خوب شده(ماکس شدم
)مجبورم بشینم واسه حفظ آبرو واسه فاینالش خوب بخونم!آخه واسه میانترمه خوب نخوندم نمرم خوب شد ها!
کلا من هرچی کمتر درس میخونم نتیجه بهتر میگیرم!تا حالا تجربه کردین؟!
بعد یکی از استادا میگه ایام امتحانا آدم رابطش با خدا هم بیشتر میشه
.خیلی راست میگه !باور کنید من حضور خدا رو اینجور مواقع احساس میکنم...خیلیییی زیاد...
خب امشب نتمون میقطعه!موبایل هم که ندارم!کلا من یه چند روزی دور از این فضاهای مجازی و اینا هستم
الان کلا دلم خواست برم تو یه روستای خوش آب و هوایی بیخیالا درس و مشق و زندگی! بزنم کوه و دشت و دمن
اینا حاصل توهمات موجود در فرجه هست
(قول میدم اگه تا ۲۹دی نت نداشته باشیم معدله بالای۱۷شه)
آخه چون میدونم چند روز دیگه می وصله این حرف و زدم
الان جمعه شده و نته رو قطع نکردن هنوز! اه...اگه اینا گذاشتن من درس بخونم